.
روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد.
پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:
ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی.
آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارئیل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:…
ادامه مطلب را بخوانید »
برچسب ها : داستان های پند آموز دی ماه 92, داستان های کوتاه جدید, داستان های کوتاه دی ماه 92, داستان وجود خدا, داستان پندآموز, داستان کوتاه اول دی ماه 92, داستان کوتاه جالب, داستان کوتاه جدید, داستان کوتاه خواندنی, داستان کوتاه دی ماه 92, داستانک آموزنده, داستانک آموزنده دی ماه 92, داستانک جالب, داستانک جدید, داستانک خیلی جدید, داستانک دی ماه 92, داستانک زیبا, داستانی پند آموز, داستلن های کوتاه دی ماه 92, داستنک دی ماه 92, دی 92, دی ماه 92, زیباترین قلب, سایت تخصصی داستان کوتاه, سایت داستان, سری جدید داستان های آموزنده, مجموعه داستان های بسیار زیبا, مجموعه کامل داستان های دی ماه92, وبلاگ داستان